روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
413
شرح شطحيات ( فارسى )
قاف عالم از تردامنان « 1 » به جنبش درآيند . زمان در زمان « 3 » ، حوت و ثور « 4 » از آن گران سنگى ايشان به جنبش در آيند . زاويهداران « 2 » ملكوت صحن سماء خرد از تطرّق ايشان بعالم كبريا بگذارند . صوفيان افلاك را از سايهء قوسين به آسيب جان رنجور در رقص و خراميدن بيرون كنند . فغان « لولاك » برآوردند . موسىوار عصا بيندازند . عيسىوار به كنگرهء عرش برآيند . محمّدوار از خلا و ملا بگذرند . چون از خود بيرون آيند ، خود را همه آن دانند . ( 744 ) شادى بر رخى كه چون تو عاشق در صحن جان دارد ، يا درين جهان بىوفا بر تو لحظهئى ايمان دارد ، نه توئى كه در گلستان ازل پاى بر ياسمين ابد نهادى ؟ عروس كبريا در عين شرط التباس لب جان گوينده هزار بار پوشيده است . با تو در خرابات بىسرمايگان از شوخى انبساط خراميده است . اگر هيچ ترك خاور را ديدهئى ، يا از جان ركن يمانى بوى گل عهد ازل شنيدهئى ، بر شاهراه اجل بنشين ، تا از تنگدستى مراقب نفخات تجلّى قدم باشى . زمانى ولايت صورت خوار خوار بگذار . بىدرنگ حضور و بىآسيب مراقبه ، در حضيض دامن قاف كبريا شو ، تا بىجان و جسم مقدّر جان را چون خويشتن غريب يا بى . هيچ مگو كه تو كيستى ، كه اشارت « إِنِّي أَنَا اللَّهُ » « 17 » عين بعد است . ( 745 ) سرّ عشق از « دَنا فَتَدَلَّى » « 19 » شنو . چون معشوق را بىعبوديّت
--> ( 1 ) از تردامنان : از تردامنان را SM ( 3 ) درآيند زمان در زمان : كذا SM ( 4 ) و ثور : و ثور را SM ( 2 ) داران M : دران S ( 17 ) إِنِّي أَنَا اللَّهُ : سورهء 28 ( القصص ) آيهء 30 ( 19 ) دَنا فَتَدَلَّى : سورهء 53 ( النجم ) آيهء 8